|
تاپریدن چکاوک از درخت فرصتی است |
|
|
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
يكشنبه 12 مهر 1388 ساعت 06:13 |
|
شاخه های باتوبودنم کجاست
بوته های انتظارخشک می شوند
تاستاره های صبح فرصتی است
تاشنیدن صدای قاصدک
تارسیدن نماز آینه
تاشکفتن بهار در زمین
تا پریدن چکاوک ازدرخت فرصتی است
بازوقت رفتن است و نیست پا
رخش هم در انتظار رستمی است
لحظه های باتوبودنم چه شد
قصه های ساده ی دلم چرانگفته ماند
شعرهای نانوشته ام کجا شنیده شد
کوه هم درانتظار یک صداست
ازکویرمی رود هنوز کاروان تشنه ای
بازمی نوازد این صدابه گوش من
عمر هم گذشت ویک نفس نمانده از دمش
باز ..........
|